
دوره
دورهای در معجزات | ۳ مرداد ۱۴۰۵
۳ مرداد ۱۴۰۵
دورهای در معجزات
راه تو متفاوت خواهد بود، نه در هدف بلکه در وسیله.یک رابطه مقدس وسیلهای برای صرفهجویی در زمان است.یک لحظه سپری شده همراه با برادرت، جهان را به هر دوی شما باز میگرداند.تو آمادهای.اکنون تنها باید به یاد آوری که نیازی نیست کاری انجام دهی.اکنون صرفاً تمرکز بر این موضوع، بسیار سودمندتر از آن است که تأمل کنی چه کاری باید انجام دهی.هنگامی که صلح سرانجام به کسانی میرسد که با وسوسه درگیر میشوند و با تسلیم شدن در برابر گناه مبارزه میکنند؛ هنگامی که نور در نهایت به درون ذهنی که به تأمل پرداخته است میآید؛ یا زمانی که هدف در نهایت توسط هر کسی به دست آمده است، آن همواره تنها با یک فهم شادمانه همراه است؛ «من نیاز نیست کاری بکنم.»
دورهای در معجزات | ۲ مرداد ۱۴۰۵
۲ مرداد ۱۴۰۵
دورهای در معجزات
پذیرش بدون تردید لحظهٔ مقدس ناممکن است مگر اینکه، تنها برای یک لحظه، مایل به دیدن گذشته یا آینده نباشی.تو نمیتوانی بدون اینکه آن را در آینده قرار دهی برای آن آماده شوی.رهایی همان لحظهای که تو آن را بطلبی به تو داده میشود.بسیاری یک عمر را در آمادهسازی گذراندهاند، و به راستی لحظههایی از موفقیت خود را به دست آوردهاند.این دوره نمیکوشد بیش از آنچه آنها در زمان آموختهاند را تدریس کند، اما هدف آن صرفهجویی در زمان است.شاید در حال کوشش هستی تا یک مسیر بسیار طولانی را برای رسیدن به هدفی که پذیرفتهای طی کنی.رسیدن به آمرزش از طریق مبارزه با گناه بسیار دشوار است.تلاش زیادی برای مقدس ساختن آنچه منفور و مطرود است صرف شده است.و نیز یک عمر تأمل و دورههای طولانی مراقبه با هدف جدا شدن از بدن ضروری نیست.تمام این تلاشها در نهایت به دلیل قصدشان موفق خواهند شد.با این حال، ابزارها خسته کننده و بسیار زمانگیرند، زیرا همهٔ آنها برای رهایی از وضعیت بیارزشی و ناکافی بودنِ کنونی به آینده چشم دوختهاند.
دورهای در معجزات | ۱ مرداد ۱۴۰۵
۱ مرداد ۱۴۰۵
دورهای در معجزات
در هیچ لحظهای بدن به هیچ وجه وجود ندارد.همواره به یاد آورده میشود یا انتظار میرود، اما هرگز در همین لحظه تجربه نمیشود.تنها گذشته و آیندهاش است که آن را واقعی جلوه میدهد.زمان کاملاً آن را کنترل میکند، زیرا گناه هرگز به تمامی در زمان حال نیست.در هر لحظه، جاذبهٔ احساس گناه به عنوان درد تجربه میشود و نه چیز دیگر، و از آن اجتناب میشود.آن اکنون هیچ جاذبهای ندارد.تمام جاذبهٔ آن خیالی است، و بنابراین باید در گذشته یا در آینده پنداشته شود.
دورهای در معجزات | ۳۱ تیر ۱۴۰۵
۳۱ تیر ۱۴۰۵
دورهای در معجزات
تو هنوز به بدن به عنوان یک سرچشمهٔ قدرت بسیار ایمان داری.آیا هیچ برنامهای میریزی که به نوعی شامل آسایش یا محافظت یا لذت آن نباشد؟این باعث میشود بدن در تعبیر تو یک هدف باشد و نه یک وسیله، و این همیشه به این معنی است که تو هنوز گناه را جذاب میپنداری.کسی که هنوز گناه را به عنوان هدف خود میپذیرد، آمرزش را برای خودش نمیپذیرد.بنابراین تو به تنها مسئولیت خود عمل نکردهای.آنانی که درد و ویرانی را ترجیح میدهند از آمرزش استقبال نمیکنند.
دورهای در معجزات | ۳۰ تیر ۱۴۰۵
۳۰ تیر ۱۴۰۵
دورهای در معجزات
یک چیز وجود دارد که تو هرگز انجام ندادهای؛ تو هنوز بدن را بهطور کامل فراموش نکردهای.شاید گاهی از بینایی تو محو شده باشد، اما هنوز کاملاً ناپدید نشده است.از تو خواسته نمیشود که بگذاری این اتفاق بیش از یک لحظه طول بکشد، با این حال در همین لحظه است که معجزهٔ آمرزش اتفاق میافتد.پس از آن دوباره بدن را خواهی دید، اما هرگز دقیقاً بدانسان که میدیدی نخواهد بود.و هر لحظهای که بدون آگاهی از آن سپری میکنی، هنگامی که بازمیگردی چشماندازی متفاوت از آن به تو میبخشد.
