دورهای در معجزات | ۱۳ مهر ۱۴۰۴
۱۲ مهر ۱۴۰۴
دورهای در معجزات
بیماران با داشتن این هدف در ذهن وارد رابطه درمانی نمیشوند.برعکس، چنین مفاهیمی برای آنها اهمیت چندانی ندارد، وگرنه آنها به کمک احتیاج نمیداشتند.هدف آنها این است که بتوانند خودپندارهشان را دقیقاً همانطور که هست حفظ کنند، اما بدون رنجی که آن به همراه دارد.تمام معادله آنها بر این باور جنونآمیز استوار است که این امکانپذیر است.و از آنجایی که این برای عقل سلیم آشکارا ناممکن است، آنچه آنها به دنبالش هستند جادو است.در اوهام، غیرممکن به آسانی انجام میشود، اما تنها به قیمت حقیقی ساختن اوهام.بیمار همانگاه این هزینه را پرداخت کرده است.و اکنون او یک وهم «بهتر» میخواهد.
دورهای در معجزات | ۱۲ مهر ۱۴۰۴
۱۲ مهر ۱۴۰۴
دورهای در معجزات
رواندرمانی فرایندی است که دیدگاه در مورد خود را تغییر میدهد.در بهترین حالت این خود «جدید» یک خودپنداره سودمندتر است، اما به سختی میتوان انتظار داشت که رواندرمانی بتواند واقعیت را ایجاد کند.این کارکرد آن نیست.اگر بتواند راه را برای واقعیت باز کند، به موفقیت نهایی خود دست یافته است.تمام کارکرد آن، در نهایت، کمک کردن به بیمار در مقابله با یک خطای اساسی است؛ باور به این که خشم چیزی که او واقعا میخواهد را برایش به ارمغان میآورد، و او با توجیه حمله از خود محافظت میکند.به هر میزان که بیمار بفهمد این یک خطا است، به همان میزان او حقیقتا نجات مییابد.
دورهای در معجزات | ۱۱ مهر ۱۴۰۴
۱۱ مهر ۱۴۰۴
دورهای در معجزات
بیمار برای پیشرفت در مسیر رستگاری نیازی ندارد حقیقت را به عنوان خداوند تلقی کند.اما او باید شروع به جدا کردن حقیقت از وهم کند، و تشخیص دهد که آنها یکسان نیستند، و به طور فزایندهای مایل باشد اوهام را به عنوان غیرحقیقی ببیند و حقیقت را به عنوان حقیقی بپذیرد.آموزگارش او را از آنجا پیش خواهد برد، تا جایی که او آمادگی رفتن داشته باشد.رواندرمانی تنها میتواند برای او در زمان صرفهجویی کند.روحالقدس از زمان به بهترین نحوی که فکر میکند استفاده میکند، و او هرگز اشتباه نمیکند.رواندرمانی تحت هدایت او یکی از ابزارهایی است که او برای صرفهجویی در زمان، و برای آمادهسازی آموزگاران بیشتر برای کار خود استفاده میکند.کمکی که او آغاز میکند و او هدایت میکند پایانی ندارد.از هر مسیری که او انتخاب میکند، همه رواندرمانی در نهایت به خداوند منتهی میشود.اما این امر به او بستگی دارد.همه ما رواندرمانگران او هستیم، زیرا او میخواهد همه ما در او شفا یابیم.
دورهای در معجزات | ۱۰ مهر ۱۴۰۴
۹ مهر ۱۴۰۴
دورهای در معجزات
بنابراین، رواندرمانی، باید توانایی برای گرفتن تصمیمهای خودش را به آگاهی او بازگرداند.او باید مایل باشد که تفکر خود را معکوس کند، و درک کند آنچه که فکر میکرد اثراتش را بر او فرافکنی کرده، توسط فرافکنیهای او بر دنیا ایجاد شده است.بنابراین دنیایی که او میبیند وجود ندارد.تا زمانی که این امر حداقل تا حدی پذیرفته نشود، بیمار نمیتواند خودش را واقعاً قادر به تصمیمگیری بداند.و با آزادی خود مبارزه خواهد کرد زیرا فکر میکند که آن بردگی است.
دورهای در معجزات | ۹ مهر ۱۴۰۴
۸ مهر ۱۴۰۴
دورهای در معجزات
هرکسی که نیاز به کمک دارد، صرف نظر از شکل ناراحتیاش، در حال حمله به خود است، و در نتیجه آرامش ذهن او در رنج است.این گرایشها اغلب به عنوان «خود تخریبگر» توصیف میشوند، و بیمار اغلب خودش آنها را اینگونه تلقی میکند.چیزی که او متوجه نمیشود و نیاز به یادگیری آن دارد این است که این «خود»، که میتواند حمله کند و همچنین مورد حمله قرار گیرد، مفهومی است که خود او ساخته است.علاوه بر این، او آن را گرامی میدارد، از آن دفاع میکند، و حتی گاهی اوقات مایل است «زندگی» خود را برای آن «قربانی» کند.زیرا او آن را به عنوان خودش تلقی میکند.این خود را او به عنوان چیزی میبیند که تحت تاثیر است، در برابر نیروهای خارجی همانطور که آنها میطلبند واکنش نشان میدهد، و در میان قدرت دنیا درمانده است.
