دورهای در معجزات | ۷ خرداد ۱۴۰۱
۶ خرداد ۱۴۰۱
دورهای در معجزات
من کاملاً روشن ساختهام که من همانند تو هستم و تو همانند من هستی، اما برابری بنیادین ما تنها با تصمیم مشترک میتواند نشان داده شود.تو آزاد هستی که در صورت تمایل خودت را تحت آزار ادراک کنی.با این حال، هنگامی که تصمیم میگیری آنگونه واکنش نشان دهی، ممکن است به یاد بیاوری که من آنگونه که دنیا داوری میکند مورد آزار قرار گرفتم، و این ارزیابی را برای خودم تسهیم نکردم.و چون آن را تسهیم نکردم، آن را تقویت نکردم.بنابراین من تفسیر متفاوتی از حمله ارائه دادم، و همان که میخواهم با تو تسهیم کنم.اگر آن را باور کنی، مرا یاری خواهی کرد تا آن را آموزش دهم.
دورهای در معجزات | ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۱
۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۱
دورهای در معجزات
حمله در نهایت تنها بر روی بدن میتواند انجام شود.شکی نیست که یک بدن میتواند به بدن دیگری حمله کند، و حتی میتواند آن را نابود کند.با این حال اگر نابودی به خودی خود غیرممکن باشد، هر چیزی که نابود شدنی است نمیتواند واقعی باشد.بنابراین، نابودی آن، خشم را توجیه نمیکند.تا جایی که تو باور داشته باشی که اینطور است، فرضهای غیرحقیقی را میپذیری و آنها را به دیگران آموزش میدهی.پیامی که مصلوب شدن قرار بود آموزش دهد این بود که لازم نیست در آزار هیچ گونه حملهای را درک کنی، زیرا تو نمیتوانی مورد آزار قرار بگیری.اگر با خشم واکنش نشان دهی، باید به این معنا باشد که خودت را با چیزی که نابود شدنی است یکی میدانی، و بنابراین خودت را دیوانهوار میبینی.
دورهای در معجزات | ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۱
۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۱
دورهای در معجزات
رستگاری چه ساده است!تنها چیزی که میگوید این است که آنچه که هرگز حقیقی نبود اکنون حقیقی نیست، و هرگز نخواهد بود.غیرممکن رخ نداده است، و نمیتواند هیچ اثری داشته باشد.و تمامش همین است.آیا یادگیری این برای کسی که میخواهد این حقیقی باشد میتواند سخت باشد؟تنها عدم تمایل به یادگیری آن میتواند درسی چنین آسان را دشوار نماید.چقدر میتواند دیدن این سخت باشد که آنچه غیرحقیقی است نمیتواند حقیقی باشد و آنچه حقیقی است نمیتواند غیرحقیقی باشد؟تو دیگر نمیتوانی بگویی که هیچ تفاوتی میان غیرحقیقی و حقیقی ادراک نمیکنی.به تو دقیقاً گفته شده است که چگونه یکی را از دیگری تشخیص دهی، و دقیقاً چه کاری انجام دهی اگر سردرگم شدی.پس، چرا، در یاد نگرفتن چیزهایی چنین ساده اصرار داری؟
۳ مرحله
۲ اردیبهشت ۱۴۰۱
گری رنارد
در کتاب «زندگیهایی که عیسی و بودا یکدیگر را میشناختند» به این سه مرحله اشاره میشود هنگامی که با مواردی مواجه میشویم که ما را آزار میدهند:
(۱) ☘️ توجه کنید که به صورت منفی فعال شدهاید.این نفس است.تفکر و احساس کردن با نفس را متوقف کنید.این اتفاق را واقعی نکنید.
(۲) ☘️ شروع کنید به فکر کردن همراه با روحالقدس.این لحظه مقدس است.روحالقدس به شما یادآوری میکند که این اتفاق واقعی نیست، این یک رؤیا است، و بدون باورتان به آن نمیتواند هیچ تأثیری بر شما بگذارد.شما یک قربانی نیستید.این رؤیای خود شماست و نمیتواند به شما صدمهای برساند.
(۳) ☘️ بصیرت روحی را در پیش بگیرید.آن شخص یک بدن نیست.آنها روح كامل هستند، و نه بخشی از آن، بلکه همهاش هستند: کاملا بیگناه و دقیقا مثل خداوند.
زندگیهایی که عیسی و بودا یکدیگر را میشناختند
گری رنارد
گری رنارد
دورهای در معجزات | ۱ اردیبهشت ۱۴۰۱
۱ اردیبهشت ۱۴۰۱
دورهای در معجزات
اینها نمونههایی از تفکر وارونه در عهد جدید هستند، اگرچه انجیل مربوط به آن در واقع تنها پیام عشق است.اگر رسولان احساس گناه نمیکردند، هرگز نمیتوانستند از طرف من نقل کنند که میگویم: «من برای آوردن صلح نیامدهام، بلکه شمشیر آوردهام».این آشکارا مخالف هر چیزی است که من آموزش دادم.و اگر واقعاً مرا درک کرده بودند، نمیتوانستند واکنشهای من به یهودا را آنطور توصیف کنند.من نمیتوانستم بگویم «آیا با بوسهای به فرزند انسان خیانت میکنی؟» مگر اینکه من به خیانت اعتقاد داشته باشم.همه پیام مصلوب شدن صرفا این بود که من به خیانت اعتقاد نداشتم.«مجازاتی» که گفته شده برای یهودا در نظر گرفتم اشتباه مشابهی بود.یهودا برادر من و فرزند خداوند بود، به همان اندازه که من بخشی از مقام فرزندی بودم.آیا این ممکن بود وقتی که میخواستم نشان دهم محکوم کردن امری غیرممکن است، او را محکوم کنم؟
